حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
720
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
نغمهگر را مينمود و كنيزان تصوير ، زيورهاى طلا با پارچه مرصع بسر داشتند و بر گوشهاشان زنگها آويخته بود و پيكرها را چنان پارچهنما كرده بودند كه هر كس ديدى پنداشتى لباس واقعى است ، مقرى گويد : " چون خمارويه بطرب بودى و اذان شنيدى بگفتى تا نغمهگران بس كنند و نداى مؤذن را بدقت گوش گرفتنى . " و هم او گويد : " حاكم فاطمى بسال 398 تا 401 مقرر داشت كه بر كنارههاى خليج حلقه طرب نكنند نيز گشودن در و پنجره را بر كنارهها ممنوع كرد و بگفت تا كس موسيقى نشنود و بازى نكند . " ابن خلكان گويد : " زنان مطرب هفت سال خانهنشين بودند تا ظاهر بخلافت رسيد . " مورخان گفتهاند كه چون بساسيرى در بغداد خطبه را بنام مستنصر فاطمى كرد كنيزك مطربى بحضور خليفه شعرى به آواز خواند بدينمضمون : " اى پسران عباس برويد كه خاندان معد زمام را به كف آورد ملك شما عاريه بود و عاريه را پس ميگيرند . " و خليفه طربناك شد و زمينى را كه هم اكنون در قاهره بنام " زمين طباله " معروف است تيول او كرد . تزئين قصور از زينت و اثاث خانهها بتاريخ كمتر گفتگو است كه تاريخ قديم همه كارنامه شاهان و خليفگان است و از تزئين قصورشان حكايتها هست كه فقط نمونه زندگى ايشان است . خليفگان و اميران در آرايش و اثاث قصرها تفننها ميكردند و باغ قصر را بدرختان و گلهاى كمياب مياراستند ، مسعودى به وصف بستان نارنجى كه قاهر بقصر خود داشت گويد : " بستانى پر از گل داشت و نارنج نيز در آن بود كه از عمان و بصره آورده بودند درختان نارنج بهم پيوسته و ميوهها چون ستارگان ، قرمز و زرد در هم افتاده بود ميان نارنجها ، گلها و درختان ديگر بود در صحن قصر همه جور پرنده از قمرى و كبوتر و طوطى بود كه از ولايتهاى دور آورده بودند و بكمال زيبائى بود . " از وصف اثاث خانهاى كه خمارويه طولونى در قصر داشت و خاص وى بود و نام آن